<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي گرگان </title>
<link>http://goums.ac.ir/journal</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی گرگان - مقالات نشریه - سال 1384 جلد7 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>اثر هیپوگلیسمیک و هیپولیپیدمیک تجویز خوراکی و دراز مدت بخش هوایی فراسیون سفید (Marrubium vulgare) در موش صحرایی</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=25&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: فراسیون سفید گیاهی است که دارای ترکیبات حفاظت کننده و آنتی اکسیدانت نظیر فلاونوئیدها می باشد و شواهدی مبنی بر اثرات هیپوگلیسمیک و هیپولیپیدمیک در صورت تجویز به صورت مکمل دارد. این مطالعه به منظور تحقیق اثر هیپوگلیسمیک و هیپولیپیدمیک تجویز خوراکی این گیاه در مدل تجربی دیابت قندی در موش های صحرایی نر مورد بررسی قرر گرفت.روش بررسی: موش های صحرایی نر به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با فراسیون، دیابتی، و دیابتی تحت درمان با فراسیون تقسیم بندی شدند. برای دیابتی شدن از داروی استرپتوزتوسین به میزان 60mg/kg به طور داخل صفاتی استفاده گردید. دو گروه تحت تیمار با فراسیون پودر این گیاه مخلوط شده با غذای استاندارد موش (6.25 درصد) را به مدت دو ماه دریافت نمودند.یافته ها: میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته هشتم در مقایسه با هفته قبل از آزمایش نشان داد (P&lt;0.05)، در حالی که میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی تحت درمان با فراسیون کاهش معنی داری را در مقایسه با گروه دیابتی نشان نداد. آنالیز داده های تری گلیسیرید و کلسترول نشان داد که سطح تری گلیسیرید در گروه دیابتی افزایش معنی داری را در هفته هشتم نسبت به هفته قبل بررسی (P&lt;0.05) نشان می دهد و سطح تری گلیسیرید در هفته هشتم در گروه دیابتی تحت درمان با فراسیون در مقایسه با گروه دیابتی به طور معنی دار پایین تر بود (P&lt;0.05). به علاوه یک کاهش معنی دار در سطح کلسترول سرم در گروه دیابتی تحت درمان با فراسیون در هفته هشتم در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد (P&lt;0.05).نتیجه گیری: تجویز خوراکی بخش هوایی فراسیون در مدل تجربی دیابت قندی فقط موجب کاهش معنی دار سطح تری گلیسیرید و کلسترول سرم می گردد.</description>
						<author>مهرداد روغنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر موضعی زرده تخم مرغ بر ترمیم زخم سوختگی در موش صحرایی</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=26&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سوختگی یکی از علل مرگ و میر دردنیا می باشد و امروزه تحقیقات زیادی در زمینه کشف داروهای موثر بر سوختگی در حال انجام است. زرده تخم مرغ حاوی انواع چربی های اشباع و غیراشباع و کلسترول،فسفوپروتیینهایویتلین، ویتلسین و ویتین است و حاوی مقدار زیادی ویتامین A و E، فولاد و آهن و سلنیوم است. این مطالعه به منظور تعیین اثر موضعی زرده تخم مرغ بر ترمیم زخم سوختگی در موش صحرایی انجام شد.روش بررسی: در این مطالعه تجربی 48 سر موش صحرایی ماده به 3 گروه 16 تایی، گروه شاهد، گروه سولفادیازین نقره و گروه زرده تخم مرغ تقسیم شدند. پس از بیهوشی عمومی با کتامین و زایلازین (داخل صفاقی)، مساحت معینی از پوست پشت حیوان با سکه 50 ریالی داغ سوزانده شد و سوختگی های مشابه درجه 2 در همه حیوانات ایجاد شد. گروه شاهد هیچ گونه درمانی دریافت نکرد. ولی در دو گروه سولفادیازین نقره و زرده تخم مرغ، سطح زخم روزانه یک مرتبه توسط ماده مورد نظر پوشانیده شد. در انتهای هر هفته، از هر گروه 40 موش به صورت تصادفی انتخاب شده و با اتر کشته شدند و نمونه برداری از محل سوختگی انجام شد. نمونه ها پس از مقطع گیری و رنگ آمیزی با روش هماتوکسیلین و ائوزین، مورد مطالعه قرار گرفتند.یافته ها: پس از چهار هفته، میزان بهبود سوختگی از نظر بافت شناسی در گروه سولفادیازین نقره بهتر از دو گروه دیگر بود و در گروه زرده تخم مرغ هم بهتر از گروه شاهد بود. ولی در طول تمام هفته ها در سطح زخم گروه زرده تخم مرغ التهاب، ادم و خونریزی کمتری نسبت به سایر گروه ها داشتند و در ضمن درصد بهبودی زخم در این گروه بهتر و بیشتر از سایر گروه ها بود.نتیجه گیری: با توجه به اثرات درمانی فوق العاده این ترکیبات در ترمیم زخم سوختگی و با توجه به ارزان بودن و در دسترس بودن و سادگی استفاده از زرده تخم مرغ، ما این پماد را به عنوان یک پماد موثر در ترمیم زخم سوختگی پیشنهاد می کنیم.</description>
						<author>غلامرضا حسن زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر مورفین بر ساختار هیستوپاتولوژیک کبد موش بالغ</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=27&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مرفین از دسته داروهای ضد درد مخدر علاوه بر خاصیت ضد دردی دارای اثراتی روی ساختار بدن است. این مطالعه به منظور بررسی مرفین روی ساختار کبد موش صحرایی انجام شد.روش بررسی: در این تحقیق تعداد 20 سر موش نر نژاد Balb/C در دو گروه ده تایی کنترل و آزمایش استفاده شد. به گروه آزمایش 15mg/kg مرفین به صورت داخل صفاتی روزانه یک نوبت به مدت 21 روز تزریق شد. به گروه کنترل به همان حجم روزانه نرمال سالین تزریق شد. در روز بیست و دوم کبد موش ها با استفاده از بیهوشی عمومی خارج و به روش معمولی هیستوپاتولوژیک لام تهیه و به طریقه H&amp;E رنگ آمیزی و مورد مطالعه میکروسکوپی قرار گرفت.یافته ها: نکروز کانون های کوچک با انفیلتراسیون آماسی پلی مورف و هسته های نکروتیک نشان از بروز هپاتیت مزمن فعال در گروه های آزمونی دیده شد. همچنین تجمع قطرات ریز چربی در سیتوپلاسم هپاتوسیت ها بروز استئاتوزمیکرووزیکولار و همچنین التهاب در اطراف عروق و فضای پورت را نشان داد. هیچ گونه تغییری در نمونه های گروه شاهد دیده نشد.نتیجه گیری: مصرف مرفین می تواند اختلالات ساختاری در کبد ایجاد نماید.</description>
						<author>حسن مفیدپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش تشخیصی رنگ آمیزی AgNOR در افتراق لنفوم ها از ضایعات هایپرپلازی واکنسی عقده های لنفاوی</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=28&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: روش های مختلفی شامل رنگ آمیزی H&amp;E، ایمونوهیستوشیمی، فلوسایتومتری، رنگ آمیزی نیترات نقره برای افتراق ضایعات واکنشی در غدد لنفاوی از لنفوم وجود دارد. این مطالعه به منظور تعیین ارزش تشخیصی رنگ آمیزی AgNOR در افتراق لنفوم از ضایعات هایپرپلازی واکنشی عقده های لنفاوی انجام شد.روش بررسی: تحقیق حاضر روی 50 بلوک پارافینه شامل 35 مورد لنفوما و 15 مورد هیپرپلازی واکنشی در بخش آسیب شناسی بیمارستان های امام خمینی و بوعلی سینا ساری انجام گرفت. یک صد سلول لنفوسیتی به صورت تصادفی شمارش گردید. نقاط سیاه واضح و مجزا از یکدیگر به عنوان یک نقطه واحد شمارش گردیدند. میانگین تعداد نقاط با استفاده از آزمون آماری تی استودنت ارایه گردید.یافته ها: اختلاف معنی داری در میانگین تعداد نقاط Nor شمارش شده در دو گروه با برآورد P&lt;0.05 وجود داشت. میانگین نقاط AgNOR در گروه هپیرپلازی واکنشی 2.27&amp;plusmn;0.47 و در لنفوما 6.71&amp;plusmn;1.72 بود. همچنین از نظر مورفولوژی نقاط سازمان دهنده هسته ای (AgNOR) در لنفوم ها بزرگ تر و نامنظم تر از هیپرپلازی واکنشی بودند.نتیجه گیری: میزان نقاط سازمان دهنده هسته ای در افتراق ضایعات هیپرپلازی واکنشی غده های لنفاوی از لنفوم ها مفید می باشد. ضایعات واکنشی از بدخیمی ها تعداد نقاط مورد ارزیابی قرار گرفته است، توصیه می گردد در زمینه پراکندگی و اندازه نقاط AgNOR که در درجه بندی لنفوم ها و طبقه بندی آنها کمک کننده است، مطالعات و بررسی های بیشتری انجام گیرد.</description>
						<author>ژیلا ترابی زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین شکل صورت در دختران20-17 ساله فارس بومی و ترکمن شهرستان گرگان</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=29&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سفالومتری از شاخه های علم آنتروپومتری است. با توجه به اهمیت شاخص های آنتروپومتریک و کاربرد آن در جراحی پلاستیک، پزشکی قانونی، آناتومی و ارتودنسی، این مطالعه به منظور تعیین انواع شکل صورت دختران جوان در گروه های قومی شهرستان گرگانانجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی &amp;ndash; تحلیلی بهصورت مقطعی روی 410 نفر دختر 17-20 ساله در دو گروه قومی فارس بومی و ترکمن که از نظر بالینی سالم بودند، به روش سفالومتری انجام گردید. در این بررسی طول و عرض صورت توسط سفالومتر مدرج میلی متر مارتین سالر با دقت 0.5 میلی متر و خط کش T اندازه گیری شد و به کمک این ابعاد شاخص پروسوپیک به دست آمد و بر اساس این شاخص شکل صورت به پنج گروه بین المللی طبقه بندی شد. سپس فراوانی و درصد طبقات شکل صورت در دو گروه قومی مورد مقایسه قرار گرفت.یافته ها: شکل غلب صورت در گروه قومی فارس بومی از نوع اوری پروسوپیک با (37.7درصد) و در گروه ترکمن نیز از نوع اوری پروسوپیک با (51.7 درصد) بوده است. نوع نادر شکل صورت در بالغین مونث فارس بومی و ترکمن به ترتیب هایپرلپتوپروسپیک (5.8 درصد) و لپتوپروسوپیک (3 درصد) بوده است.نتیجه گیری: این مطالعه علاوه بر مشخص کردن تیپ های صورت در این منطقه، نشان داد بین شکل صورت دختران با گروه قومی ارتباط وجود دارد.</description>
						<author>مهرداد جهانشاهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر تزریق تک دوز بوپرنورفین با مرفین در حین القای بیهوشی برای بی دردی و آرامبخشی بعد از جراحی لامینکتومی و دیسکتومی کمری</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=30&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: درد بعد از عمل جراحی پدیده ای بسیار شایع است. روش های مختلفی برای کنترل درد بعد از عمل جراحی به کار گرفته شده است. یکی از این روش ها استفاده از داروهای مسکن سیستمیک است. بوپرونورفین و مرفین هر دو از دسته داروهای مخدر هستند که در این تحقیق کیفیت اثربخشی این دو دارو روی تسکین درد بعد از عمل جراحی مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته است.روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی و دو سویه کور روی 40 بیمار که به منظور عمل جراحی انتخابی لامینکتومی و دیسکتومی کمری در یک فضای بین مهره ای بودند، انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه 20 نفره تقسیم شدند. در حین القا بیهوشی به بیماران گروه A مقدار 0.2 میلی گرم در کیلوگرم مرفین و به بیماران گروه 4.5 B میکروگرم در کیلوگرم بوپرنورین به صورت وریدی تزریق نمودیم. بعد از پایان عمل جراحی و بیهوشی ضربان قلب، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک و میزان آرامبخشی را با سطح هوشیاری بیمار و میزان درد را وقتی که بیمار کاملا هوشیار بود، با سوال مستقیم از خود بیمار در زمان های بدو ورود به اتاق بهبودی، 15 ،30 و 60 دقیقه (در هنگام ترخیص از اتاق بهبودی) و 8 ساعت بعد از ترخیص مورد ارزیابی قرار دادیم و داده ها از نظر آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: میزان بروز درد در همه زمان های بررسی به جز زمان ترخیص از اتاق بهبودی در گروه B (بوپرنورفین) کمتر از گروه A (مرفین) بوده است (P&lt;0.05). در مورد آرامبخشی تا 15 دقیقه بعد از ورود به اتاق بهبودی تفاوت معنی داری بین گروه A و گروه B وجود داشت بدین ترتیب که آرامبخشی در گروه بوپرنورفین بیشتر بود (P&lt;0.05). از لحاظ ضربان قلب تفاوت معنی دار آماری بین دو گروه وجود نداشت. در خصوص فشار خون سیستولیک به جز در زمان بدو ورود به اتاق بهبودی، تفاوت بین دو گروه معنی دار بود ولی از نظر فشار خون دیاستولیک تفاوت معنی دار بین دو گروه وجود نداشت.نتیجه گیری: با توجه به حاصله از تحقیق حاضر تزریق تک دوز بوپرنورفین (5/4میکروگرم در کیلوگرم) حین القا بیهوشی به بیماران جراحی لامینکتومی و دیسکتومی کمری، بی دردی و آرامبخشی بیشتر و طولانی تر در مقایسه با مرفین (%2 میلی گرم در کیلو گرم) ایجاد می شود.</description>
						<author>آصف پرویزکاظمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر پروژسترون عضلانی با شیاف پروژسترون به منظور حمایت فاز لوتئال در سیکل های ART</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=31&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: پروژسترون مترشحه از تخمدان تا هفته هفتم حاملگی برای حفظ بارداری لازم است. در سیکل های با روش های کمک باروری تجویز آگونیست های GnRH و همچنین برداشت اووست و سلول های گرانولوزای همراه آن باعث نارسایی جسم زرد می شود و پروژسترون مترشحه از تخمدان کافی برای حفاظت حاملگی نخواهد بود. امروزه بهترین راه حمایت فازلوتئال تجویز پروژسترون است. این مطالعه به منظور ررسی و مقایسه اثرات فرم تزریقی و شیافپروژسترون برای حفاظت حاملگی انجام شد.روش بررسی: مطالعه مقطعی آینده نگر روی 192 بیمار که در بیمارستان منتصریه مشهد تحت درمان (Invitro fertilization) IVF و یا(Intra Cyoplasmic Sperm Injection)ICSIقرار گرفته اند، صورت گرفته است. به 138 بیمار برای حمایت جسم زرد و حاملگی آمپول پروژسترون و به 54 نفر شیاف پروژسترون تجویز شده است. پس از جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر و تی استودنت این دوگروه از نظر درصد مثبت شدن تست حاملگی، سقط با تولد نوزاد زنده مقایسه شدند.یافته ها: دو گروه از نظر متغیرهای سن، عامل نازایی، تعداد آمپول HMG تجویز شده، میزان FSH، تعداد اووسیت، گرید و تعداد آمبریوی ترانسفر شده همگن بودند. به طور اتفاقی بعد از تجویز HCG تا پایان هفته هفتم حاملگی به 138 نفر آمپول پروژسترون 50 میلی گرم دوبار در روز به 54 نفر شیاف پروژسترون 400 میلی گرم دو بار در روز تجویز شد. میزان مثبت شدن تست حاملگی، حاملگی منجر به سقط، حاملگی منجر به تولد جنین زنده در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.نتیجه گیری: نتایج درمان با پروژسترون تزریقی و یا شیاف واژینال پروژسترون به منظور کمک به حفظ و ادامه موفقیت آمیز حاملگی در سیکل های به دنبال IVF و یا ICSI یکسان است و می توان نوع برآورده را برحسب مورد انتخاب کرد. از نظر اقتصادی آمپول پروژسترون توصیه می شود.</description>
						<author>سیما کدخدایان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط خانوادگی اختلال بیش فعالی و کمبود توجه با اختلال افسردگی اساسی در مبتلایان به اختلال بیش فعالی و کمبود توجه مراجعه کننده به درمانگاه روانپزشکی اطفال بیمارستان دکتر شیخ مشهد در نیمه دوم سال 1382</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=32&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: همراهی اختلال بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) و اختلال افسردگی در مطالعات بالینی و اپیدمیولوژیک در منابع بزرگسال و اطفال گزارش شده است. با بررسی خویشاوندان درجه یک بیماران ADHD، این مطالعه به منظور تعیین ارتباط با الگوهای خانوادگی همراهی بین اختلال بیش فعالی و نقص توجه و اختلال افسردگی انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد شاهدی روی 208 کودک و نوجوان مبتلا به ADHD 5 تا 17 سال مورد ارزیابی قرار گرفته اند که تشخیص بالینی ADHD در بیماران با مصاحبه بالینی روانپزشک و آزمون تشخیصی K-SADS انجام شده است. پس از آن که آنها را به دو گروه ADHD همراه با اختلال افسردگی و بدون اختلال افسردگی بر اساس مصاحبه بالینی روانپزشک و آزمون تشخیصی K-SADS برای افسردگی، تقسیم کردیم با مطالعه 779 خویشاوند درجه یک (416 والد و 363 خواهر و برادر) با استفاده از مصاحبه بالینی روانپزشکی و آزمون تشخیصی K-SADS,SADS و Wender وجود اختلال افسردگی و ADHD را بررسی کرده ایم.یافته ها: میزان بالایی از اختلال افسردگی را تنها در بین خویشاوندان ADHD همراه با افسردگی در مقایسه با خویشاوندان گروه ADHD بدون افسردگی دیده شده است و میزان ADHD در خویشاوندان هر دو گروه یکسان بود. اختلال افسردگی در خویشاوندان درجه یک بیمار ADHD که خودشان ADHD داشته در مقایسه با خویشاوندانی که ADHD ندارد، بیشتر بود.نتیجه گیری: اختلال ADHD و افسردگی از نظر ایتولوژی مستقل بوده و به طور وابسته به یکدیگر منتقل می شوند که می تواند حمایت کننده زیر گروه خانوادگی مجزایی برای ADHD باشد.</description>
						<author>پریا حبرانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>توزیع فراوانی بیداری (Awareness) و یادآوری (Recall) بعد از اعمال فشار بر غضروف کریکوئید (Sellick's Maneuver) در جریان بیهوشی عمومی</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=33&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مانور سلیک به منظور جلوگیری از آسپراسیون محتویات معده حین القای بیهوشی به کار می رود. فشردن غضروف کریکویید در این مانور نسبتا دردناک بوده و ممکن است بیمار در سطحی از بیهوشی باشد که انجام این مانور موجب Awareness و Recall گردد. هدف از این مطالعه تعیین توزیع فراوانی Awareness و Recall بعد از اعمال مانور سلیک می باشد.روش بررسی: 100 بیمار کاندیدای اعمال جراحی ارتوپدی با کلاس ASA I , II انتخاب شدند. بعد از توضیح مانور و اخذ رضایت از بیماران به دنبال القای بیهوشی، مانور سلیک با فشار 4.5 کیلوگرم و به روش Single hand انجام شد. سپس علایم Awareness هنگام اعمال مانور و علایم Recall بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفت. با استفاده از نرم افزار SPSS، توزیع فراوانی Awareness و Recall و آزمون آماری Spearman correlation ارتباط بین شدت آنها مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته ها: Awareness در 45 درصد و Recall در 16 درصد موارد دیده شد. توزیع فراوانی شدت Awareness بر اساس گرید یک، دو و سه به ترتیب 16 درصد، 6 درصد و 1 درصد گزارش شد. توزیع فراوانی شدت Recall بر اساس Mild،Moderate و Severe به ترتیبصفر درصد، 15 و 1 درصد به دست آمد. بین شدت Awareness و شدت Recall ارتباط معنی داری به دست آمد (P&lt;0.05).نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای Awareness و Recall متعاقب انجام مانور سلیک و عوارض ناشی از آن بهتر است در نحوه انجام این مانور به ویژه در زمان دقیق اعمال آن تجدید نظر نمود.</description>
						<author>میترا جبل عاملی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل موثر بر ناباروری مردان - یک مطالعه مورد شاهدی</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=34&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ناباروری و مشکلات فردی و اجتماعی ناشی از آن به عنوان یکی از مسایل مهم زوج هاست. حدود نیمی از کل ناباروری ها مربوط به مردان است. برخی از عوامل موثر بر ناباروری مردان وابسته به عوامل محیطی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل خطر شایع در ناباروری مردان، روی مردان مراجعه کننده به کلینیک های ناباروری شیراز انجام شد.روش بررسی: این مطالعه مورد - شاهدی روی 108 مرد نابارور مراجعه کننده به کلینیک های ناباروری و 161 مرد بدون مشکل باروری مراجعه کننده و سایر کلینیک ها از بهمن 83 تا خرداد 84 در شیراز انجام گرفت. این دو گروه از نظر بعضی از عوامل خطر از جمله شغل، سابقه بیمار، سابقه عمل جراحی، مصرف دارو و سیگار مقایسه شدند.یافته ها: در این مطالعه سابقه بیماری فتق، سابقه بیماری واریکوسل، مصرف داروی رانیتیدین و شغل با ناباروری مردان از نظر آماری ارتباط معنی داری داشته اند (P&lt;0.05). با انجام رگرسیون خطی مشخص شد با افزایش یک نخ سیگار در روز یک درصد کاهش در تحرک اسپرم (P&lt;0.05) و با افزایش یک سال مصرف سیگار کاهشی به میزان 800000 اسپرم ایجاد می گردد (P&lt;0.05). اختلاف BMI در دو گروه معنی دار بود (P&lt;0.05) و مشاهده شد که افراد نابارور میانگین BMI کمتر از 25 دارند. بین ناباروری مردان با بیماری اوریون در این مطالعه رابطه معنی داری نشان داده نشد.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که کار بدنی سنگین، مصرف سیگار و واریکوسل از عوامل موثر بر ناباروری مردان در شیراز می باشد.</description>
						<author>فریبا قهرمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر عوامل مامایی و روانشناختی موثر بر سلامت روانی زنان پس از زایمان</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=35&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان یک مفهوم کلیدی برای سلامت روانی مادر &amp;ndash; نوزاد می باشد و تعیین عوامل مرتبط با افسردگی پس از زایمان و سیستم غربالگری ضروری به نظر می رسد. هدف از این مطالعه ارزیابی عوامل مامایی و روانشناختی در افسردگی پس از زایمان است.روش بررسی: این مطالعه توصیفی &amp;ndash; مقطعی روی 288 مادر که در مدت 8-6 هفته بعد از زایمان مراجعه کننده به کلینیک زنان و مامایی بیمارستان قائم مشهد انجام شد. بیماران از نظر آسیب پذیری برای بیمارهای روانپزشکی بر اساس پرسش نامه سلامت عمومی GHQ مورد ارزیابی قرار گرفتند و عوامل مامایی و روانشناختی نظیر سن مادر، تحصیلات مادر، تعداد فرزندان، جنس نوزاد، خواسته بودن حاملگی، وضعیت اقتصادی خانواده، رابطه با همسر، نوع زایمان و سابقه سقط قبلی با سلامت روانی زنان در 6-8 هفته بعد از زایمان ارزیابی و مقایسه گردید.یافته ها: 160 مادر (57.6 درصد) در بررسی وضعیت روانی، بالای خط برش آزمون GHQ (نمره بالای 24) قرار گرفتند که به عنوان مادران در معرض خطر برای بیماری های روانپزشکی محسوب شدند. میزان در آمد، روابط با همسر، طرح ریزی برای حاملگی، خواسته بودن حاملگی، جنس نوزاد، تعداد دفعات زایمان و نحوه زایمان از عوامل موثر بر آسیب پذیری مادران در این مطالعه بود (p&lt;0.05).نتیجه گیری: مجموعه عوامل روانشناختی، اجتماعی و مامایی بر سلامتی روانی مادران بعد از زایمان موثر می باشد که با کنترل عوامل و تشخیص زودرس گروه در معرض خطر و اقدام درمانی مناسب، می توان از عوارض اختلالات روانپزشکی روی کودک و مادر جلوگیری کرده و یا آن را به حداقل رساند.</description>
						<author>فاطمه بهدانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>همه گیرشناسی لپتوسپروز در استان گیلان در سال 1382</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=36&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه هدف: لپتوسپیروز شایع ترین بیماری مشترک انسان و حیوان در جهان است که در مناطق گرمسیری و معتدله شیوع بیشتری دارد. لپتوسپیروز انسانی در حاشیه ساحلی دریای خزر که وضعیت جلگه ای و آب و هوای معتدل و مرطوب دارد، شایع بوده و در استان گیلان آندمیک است. این مطالعه به منظور همه گیرشناسی لپتوسپیروز در استان گیلان انجام شد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی در سال 1382 با بیماریابی و نمونه گیری از خون افراد مشکوک به لپتوسپیروز که در بیمارستان های رازی رشت، امام خمینی صومعه سرا و 22 آبان لاهیجان صورت گرفت، انجام شد. تعداد 282 نمونه سرم جمع آوری شده با دو روش تشخیصی معتبر الیزا و MAT (آزمون آگلوتیناسیون میکروسکوپی) مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه نمونه سرم هایی که تراز پادتن های اختصاصی ضد لپتوسپیرای آنها در هر دو آزمون مزبور مساوی یابالاتر از 160:1 بود را مثبت در نظر گرفته، نشانه بیماری تلقی نموده و ویژگی های دموگرافیکی آن بیماران را مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار دادیم.یافته ها: 62.5 درصد از جامعه مورد مطالعه مرد بودند. 89.2 درصد از بیماران ساکن روستا و بیشترین زمان شیوع لپتوسپیروز در ماه شهریور با 42.9 درصد بود. شایع ترین گروه سنی در محدوده 41-50 سال با میزان 23.1 درصد بوده است. 98.6 درصد بیماران سابقه کار در مزارع برنج و 27.4 درصد از آنها سابقه تماس با حیوان اهلی را ذکر می کردند.نتیجه گیری: ارتباط شغلی و زمان انتشار بیماری مشابه سایر مطالعات انجام شده در نقاط دیگر جهان است.</description>
						<author>حمیدرضا هنرمند</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نتایج روش های مختلف درمان در لنفومای هوچکین مراحل اولیه بالای دیافراگم در شمال شرق ایران</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=37&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در مورد روش درمان مناسب برای بیماری هوچکین در مراحل اولیه هنوز بحث وجود دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی نتایج روش های مختلف درمان در لنفومای هوچکین مراحل اولیه بالای دیافراگم بود.روش بررسی: پرونده پزشکی 105 بیمار مناسب (49 ، مرحله یک &amp;ndash; 59، مرحله دو) که در بخش رادیوتراپی انکولوژی بیمارستان های قائم و امید مشهد بینبهار 1374 تا بهار 1379 درمان شده بودند، به صورت گذشته نگر بررسی شد. 26 بیمار علایم B و 5 نفر توده حجیم مدیاستینال داشتند. درمان بیماران شامل شیمی درمانی تنها (43 مورد)، پرتودرمانی تنها (46 مورد، 40 مانتل و 6 پرتودرمانی تمام غدد لنفاوی) و درمان ترکیبی (16 مورد) بود. میزان های بقا با مدل kaptan-Meier بررسی شد. تست Log-rank بررسی شد. تست Log-rank برای مقایسه میزان های بقا بین گروه های مختلف استفاده شد.یافته ها: میانه سنی بیماران 25 سال و نسبت مرد به زن 1.56 به یک بود. در مقایسه با گروه رادیوتراپی تنها، در گروه شیمی درمانی اولیه و درمانی ترکیبی موارد بیشتری با عوامل نامساعد کننده پیش آگهی مانند علایم B و توده مدیاستینال حجیم، ESR بیش از 40 و مرحله دو بیماری وجود داشت. برای گروه شیمی درمانی، درمان ترکیبی و پرتودرمانی اولیه میزان بقا آزاد از بیماری 5 ساله به ترتیب 72.5 درصد ، 82.5 درصد و 56.2 درصد (P&lt;0.05) میزان بقا 5 ساله مختص بیماری به ترتیب 82.9 درصد، 91.6 درصد و 82.5 درصد به دست آمد.نتیجه گیری: علی رغم داشتن موارد بیشتر با عوامل نامساعد کننده پیش آگهی، در بیمارانی که تحت شیمی درمانی تنها یا درمان ترکیبی قرار گرفته بودند، میزان عود کمتری شاهد شد. اما اختلافات قابل توجهی در میزان بقا مختص از بیماری 5 ساله بین روش های مختلف درمانی مشاهده نگردید.</description>
						<author>مهدی سیلانیان طوسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزش آسپیراسیون سوزنی تیرویید در افتراق نئوپلاسم های فولیکولر تیرویید</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=38&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: بیماری های ندولی تیرویید، یک مشکل شایع بالینی است و از آنجایی که نمی توان با بررسی سیتولوژیک، ضایعات فولیکولر خوش خیم و بدخیم را از یکدیگر افتراق داد، ارزیابی میزان خطر بدخیمی در ندول های تیروییدی که در FNA به عنوان نئوپلاسم فولیکولر تشخیص داده شده اند، از اهمیت فراوانی برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسیارزش تشخیصی FNA در تشخیص ضایعات فولیکولر تیرویید می باشد.روش بررسی: این مطالعه توصیفی در طی 7 سال روی 476 بیمار با ندول تیرویید در مرکز آموزشی &amp;ndash; درمانی 5 آذر گرگان انجام شد. آسپیراسیون سوزنی تیرویید (FNA) و بیوپسی با تکنیک استاندارد انجام و اسمیرهای لازم به تعداد 7-10 اسلاید برای هر بیمار تهیه شد. بیماران که در گزارش سیتولوژیک، نئوپلاسم فولیکولر برایشان مطرح شد بود، از حیث انجامجراحی تیرویید (توتال و لوبکتومی) مورد پیگیری قرار گرفتند.یافته ها: از 476 بیمار با ندول تیرویید، 412 مورد (85.6 درصد) برای ارزیابی سیتولوژیکی مناسب بودند که 321 مورد (77.9 درصد) آنها خوش خیم و 14 مورد (3.3 درصد) بدخیم تشخیص داده شدند. مابقی شامل 77 مورد نئوپلاسم فولیکولی بود (18.6 درصد) که از نظر نتیجه جراحی تیرویید مورد پیگیری قرار گرفتند. نتایج بررسی هیستولوژیک نشان داد که 32 مورد (57.1 درصد) آدنوم فولیکولر، 15 مورد (26.7 درصد) ندول غیرنئوپلاستیک، 5 مورد (8.9 درصد) کارسینوم فولیکولر و 4 مورد (7.1 درصد) نیز کارسینوم پاپیلری نوع فولیکولی وجود داشت.نتیجه گیری: وجود 9 مورد (16 درصد) بدخیمی (اعم از کارسینوم فولیکولر و کارسینوم پاپیلری نوع فولیکولر) در بین مواردی که با تشخیص سیتولوژیک &amp;laquo;نئوپلاسم فولیکولر&amp;raquo; مورد عمل جراحی تیرویید قرار گرفتند، نشان می دهد که بررسی هستوپاتولوژیک موارد &amp;laquo;نئوپلاسم فولیکولی&amp;raquo; برای افتراق نهایی ضایعات بدخیم از خوش خیم، ضروری است.</description>
						<author>رامین آذرهوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اندازه گیری مقادیر فلزات سنگین کادمیوم، کروم، سرب و نیکل در بافت خوراکی ماهیان شوریده و سرخو خلیج فارس در سال 1382</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=39&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: فلزات سنگین ناشی از توسعه صنعت و رهاسازی آن در آب ها، در مقابل تجزیه مقاوم بوده و مقدار آن در ماهی به عنوان یکی از زنجیره های غذایی انسان تجمع می یابند. این مطالعه به منظور اندازه گیری مقادیر فلزات سنگین کادمیوم، کروم، سرب و نیکل در بافت خوراکی دو گونه از ماهیان شوریده و سرخو ماهیان خلیج فارس در سال 1382 انجام شد.روش بررسی: 60 نمونه از ماهیان شوریده و سرخو خلیج فارس در بهار 1382 برداشت گردید که پس از آماده سازی و هضم شیمیایی نمونه های ماهی، مقدار فلزات سنگین سرب، کادمیوم، کروم و نیکل به وسیله دستگاه جذب اتمی شعله ای تعیین گردید.یافته ها: میانگین غلظت سرب ، کروم ، کادمیوم و نیکل در بافت خوراکی ماهی سرخو به ترتیب 0.442، 0.333 ،0.063 و 0.322 پی پی ام بر حسب وزن خشک ماهی و در ماهی شوریده به ترتیب 0.48 ، 0.062 ، 0.064 و 0.48 پی پی ام بر حسب وزن خشک ماهی بود.نتیجه گیری: میانگین غلظت فلزات سنگین در ماهیان شوریده و سرخو از حد مجاز سازمان بهداشت جهانی کمتر بود، ولی مقدار سرب، کادمیوم، کروم و نیکل به ترتیب در 27 ، 8 ، 3 و 25 درصد از نمونه های مورد مطالعه از حداکثر مجاز سازمان بهداشت جهانی بیشتر بود.</description>
						<author>علی شهریاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد از همراهی مدل هیداتیدیفرم با جنین در حاملگی دو قلو</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=40&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>وقوع حاملگی دو قلو که یک قل آن را مول هیداتیدیفرم و قل دیگر آن را جنین و جفت سالم تشکیل دهد، نادر و با شیوع 1 در 22000-100000 می باشد. مشخصه این بیماری وجود تظاهرات بالینی مدل هیداتیدیفرم همراه جنین سالم در کیسه آمینوتیک مجزا از حاملگی مولار است. در این گزارش خانمی با حاملگی اول معرفی می گردد که با خونریزی واژینال و تهوع و استفراغ شدید به کلینیک زنان مراجعه کرد و پس از معاینه بالینی و سونوگرافی تشخیص حاملگی دوقلو همراه با مول هیداتیدیفرم داده شد. اقدامات درمانی مناسب برای بیمار انجام شد و پس از ختم خودبخودی حاملگی تخلیه رحم و پیگیری های لازم به دلیل خطر بالای ایجاد تومور تروفوبلاستیک بارداری صورت گرفت.</description>
						<author>سپیده بخشنده نصرت</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نشانگان تار و گزارش یک مورد آن</title>
						<link>http://www.goums.ac.ir/journal/browse.php?a_id=41&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>نشانگان تار معمولا در بدو تولد با دو مشخصه اصلی عدم وجود رادیوس و ترومبوسیتوپنی مطرح می گردد. دو تظاهر اساسی این نشانگان، کاهش پلاکت ناشی از کم کاری مغز استخوان و عدم تشکیل رادیوس دو طرفه است. سایر تظاهرات فتوتیبیک گستردهبوده و با ناهنجاری هایی در استخوان، پوست، دستگاه گوارش و سیستم قلبی &amp;ndash; عروقی همراهند. از آنجایی که تعداد معدودی از این نشانگان وجود داشته و تظاهرات فنوتیپیک همراه آن به غیر ز دوکراتیری آن، متغیر است. در این مقاله یک بیمار را با نشانگان تار بدون ناهنجاری همراه معرفی می گردد.</description>
						<author>نرگس بیگم میربهبهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
