Volume 4, Issue 2 (10-2016)  

View This Issue in Alternative Language Export Journal XML Articles RSS
Abstract (12768 Views) | Full-Text (PDF) (10323 Downloads)   |   Highlights

کورکومین (مستخرج از زردچوبه) و اثرات درمانی آن

آرزو خسروجردی1، کاظم مشایخی2، هادی زارع مرزونی3*

  1. گروه ایمونولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.
  2. کمیته تحقیقات دانشجویی، گروه ایمونولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.
  3. مرکز تحقیقات ایمنولوژی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: استفاده از داروهای گیاهی در سال‌های اخیر رو به افزایش است. بنابراین تلاش برای بازنگری و احیای این داروهای قدیمی امری منطقی است و شناخت مکانیسم فعالیت آن‌ها می‌تواند منجر به شکل گیری و پذیرش درمان‌های جدید برای بسیاری از بیماری‌ها شود. کورکومین مهم‌ترین جزء تشکیل دهنده زرد چوبه است. هدف از این مقاله، مرور خواص ضد التهابی و ضد میکروبی کورکومین و معرفی آن به عنوان یک مولکول درمانی است.

روش بررسی: در این مطالعه مروری، 121 مقاله حاصل از جستجو در منابع الکترونیکی و کتابخانه ایِ معتبر، نظیر Pubmed، Medline، Science Direct،WOS  ، DOA SID ، Iranmedex، Magiran و موتور جستجوگر Google Scholar استفاده شد. که در آنها کورکومین (زردچوبه) را از جنبه های مختلف درمانی مورد بررسی قرار داده بودند، تدوین شده است.

یافته ها: مطالعات انجام شده نشان دهنده پاسخ های درمانی کارآمد سیستم ایمنی در برابر عوامل التهابی و عفونی با کمک کورکومین می باشد. از مشکلات بیان شده در مصرف خوراکی کورکومین، انحلال بسیار کم در آب و زیست فراهمی پایین آن است که باعث جذب ضعیف از دستگاه گوارش، متابولیزه شدن سریع و حذف آن از سیستم گردش خون می باشد.

نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه مروری، کورکومین دارای خواص ضد التهابی، ضد میکروبی، ضد ویروسی و ضد انگلی بسیار کارآمدی می باشد. با این وجود، زیست فراهمی پایین این ماده خواص درمانی آن را محدود کرده است. امروزه مکانیسم های متعددی برای افزایش این در دسترس بودن زیستی پیشنهاد شده است که می تواند جذب این ماده را بهبود بخشد.

کلمات کلیدی: کورکومین، زردچوبه، التهاب، عفونت، سیستم ایمنی

AWT IMAGE نویسنده مسئول: هادی زارع مرزونی

آدرس: ایران، مشهد، دانشگاه علوم پزشکی مشهد

ایمیل: Zaremh931@mums.ac.ir



Abstract (5882 Views) | Full-Text (PDF) (2289 Downloads)   |   Highlights

بررسی اثر عصاره هیدرواتانولی میوه گیاه هل سبزElettaria cardamomum L.) ) بر سطح سرمی گنادوتروپین ها و تستوسترون در موش‌‌های‌ صحرایی بالغ نرنژاد ویستار القا شده با استات سرب

الهام رضایی1، حسین وزینی2*، مجید پیرستانی3

  1. دانشجوی کارشناسی ‌ارشد، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، همدان، ایران.
  2. استادیار، گروه پرستاری، دانشکده علوم پایه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، همدان، ایران.
  3. استادیار، گروه انگل شناسی، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: عوارض قرار گرفتن در معرض سرب بر روی تولید مثل بسیار گسترده است. میوه گیاه هل سبز دارای خواص دارویی متعددی است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره هیدرواتانولی میوه گیاه هل سبز(Elettaria cardamomum L.) بر هورمون های جنسی در موش‌‌های‌ صحرایی بالغ نر القا شده با استات سرب انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ۳۶ سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی ۲۵۰ - ۲۲۰ گرم و به صورت تصادفی به شش گروه شش تایی تقسیم شدند. گروه کنترل دریافت کننده سرم فیزیولوژی به میزان 5/0 میلی لیتر، گروه دریافت کننده عصاره ۴۰۰ میلی گرم به ازا هر کیلوگرم وزن بدن، گروه دریافت کننده استات سرب به میزان
ppm ۵۰۰ محلول در آب آشامیدنی و گروه  های تجربی دریافت کننده استات سرب به میزانppm ۵۰۰ + عصاره در دوزهای ۲۰۰، ۴۰۰ و ۸۰۰ میلی گرم به ازا هر کیلوگرم وزن بدن به صورت خوراکی بودند. مدت زمان انجام آزمایش ۲۸ روز بود. درمان با عصاره به مدت یک هفته انجام شد. در پایان پس از بیهوش کردن موش ها، خون گیری مستقیم از قلب جهت اندازه گیری سطح سرمی هورمون های تستوسترون، FSH و LH انجام و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش آماری ANOVA با سطح معنی داری 0۵/0>P بررسی شد.

یافته ها: میانگین سطح سرمی هورمون تستوسترون در گروه های تجربی دریافت کننده استات سرب + عصاره در هر سه دوز افزایش معنی دار (0۰1/0>P) و میانگین سطح سرمی هورمون های FSH و LH کاهش معنی دار (0۰1/0>P) نسبت به گروه دریافت کننده استات سرب نشان داد. اثربخشی کاملاً وابسته به دوز بود.

نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می دهد که عصاره‌ هیدرواتانولی میوه گیاه هل سبز قادر است روی سطح سرمی تستوسترون و گنادوتروپین ها اثر معنی داری داشته باشد. بررسی مکانیسم های دخیل نیاز به مطالعات دقیق تری دارد.

کلمات کلیدی: هل سبز، استات سرب، LH، FSH،  تستوسترون

AWT IMAGE  نویسنده مسئول: حسین وزینی

آدرس: ایران، همدان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

ایمیل: hossein_vazini@yahoo.com



Abstract (7509 Views) | Full-Text (PDF) (1797 Downloads)   |   Highlights

ارزیابی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی و وجود ژن CTX-M در اشرشیا کلی مولد ESBL به روش PCR از نمونه های ادراری بیماران مراجعه کننده به بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل

فاطمه زابلی 1*، سیدمجتبی مهدی پور میر2

  1. استادیارگروه میکروبیولوژی، واحد آیت الله آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران.
  2. کارشناس ارشد میکروبیولوژی،گروه زیست شناسی، واحد آیت الله آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: اشرشیاکلی یکی از شایع ترین باکتری هایی است که باعث عفونت دستگاه ادراری می شود. این باکتری به علت اکتساب پلاسمیدهایی که کد کننده بتالاکتامازهای وسیع الطیف (ESBL) هستند، به آنتی بیوتیک های بتالاکتام مقاوم شده است. لذا با توجه به عدم مطالعه نسبت به شناسایی ژن (CTX-M (Cefotaxsim-M در این بیمارستان و منطقه، ژن مذکور از نظر فنوتیپی و ژنوتیپی بررسی گردید.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی به صورت مقطعی به مدت 6 ماه از تیر ماه لغایت آذرماه سال 1393 از تمام افراد مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی شهید یحیی نژاد بابل بر روی 1842 نمونه انجام شد و مقاومت باکتری ها نسبت به دیسک های سفوتاکسیم، مروپنم، آمیکاسین، جنتامایسین، آمیکاسین، سیپروفلوکساسین، سفتریاکسون، نیتروفورانتوئین، نالیدیگسیک اسید، به روش دیسک دیفیوژن انجام شد. ایزوله های مقاوم به آنتی بیوتیک های فوق به وسیله تست تأییدی دیسک های ترکیبی سفوتاکسیم-کلاولانیک و سفتازیدیم –کلاولانیک اسید بررسی شدند. سپس در سویه های مولد بتالاکتامازهای وسیع الطیف وجود ژن CTXM با روش Real Time-PCR بررسی شد. نتایج به دست آمده با برنامه نرم افزاریSPSS  نسخه 20 و آزمون آماری کای دو تحلیل شد.

یافته ها: از تعداد کل نمونه بیماران، 84 ایزوله اشرشیاکلی جدا شد. بیشترین حساسیت مربوط به مروپنم (43/96 درصد)، آمپی سیلین سولباکتام (24/95 درصد)، پیپراسیلین تازوباکتام (5/94 درصد)، آمیکاسین (67/91 درصد) و بیشترین مقاومت به ترتیب به نالیدیکسیک اسید (83 درصد)، داکسی سالیکلین (70 درصد)، سیپروفلوکساسین (2/51 درصد) و سفتریاکسون (63/46 درصد) بود. 29 ایزوله (5/34 درصد) مولد بتالاکتامازهای وسیع الطیف بودند. فراوانی ژن بتالاکتاماز CTX-M فنوتیپ مثبت 69 درصد در اشرشیاکلی به دست آمد. بین وجود ژن CTX-M و ESBL رابطه معنی دار آماری مشاهده شد (03/0P<).

نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، حضور ژن های مولد بتالاکتاماز (CTX-M) در سویه اشرشیا کلی از نمونه های بیمارستان شهید یحیی نژاد بابل، درصد بالایی را به خود اختصاص داده است (69 درصد). لذا کنترل و پایش مصرف آنتی بیوتیک ها و همچنین مطالعات فنوتیپی و ژنوتیپی بیشتری در باکتری های پاتوژن این منطقه لازم به نظر می رسد. کلمات کلیدی: اشرشیاکلی، الگوی مقاومت، مقاومت آنتی بیوتیکی، بتالاکتاماز طیف گسترده (ESBL)، ژن CTX-M، Real Time-PCR

AWT IMAGE نویسنده مسئول: فاطمه زابلی

آدرس: ایران، آمل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آیت الله آملی

ایمیل: m.zaboli1379@yahoo.com



Abstract (5226 Views) | Full-Text (PDF) (3511 Downloads)   |   Highlights

بررسی بیان ژن اکسپورتین5 (XPO5) در بیماران مبتلا به سرطان پستان

سمیرا شاکری زاده1، محمد شکاری *2، عبدالعظیم نجاتی زاده3، علی اکبرپورصادق زنوزی1،
هدیه فردمنش1، احمد پورصادق زنوی4

1. دانشجوی کارشناسی ارشد ژنتیک انسانی، مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران

2. دانشیار، دکتری تخصصی ژنتیک مولکولی، مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران

3. دانشیار، دکتری تخصصی ژنتیک پزشکی، مرکز تحقیقات پزشکی مولکولی، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران

4.کارشناسی ارشد زیست شناسی سلولی و مولکولی، مرکز تحقیقات زیست فناوری، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران

چکیده

زمینه و هدف: تغییر بیان microRNA (miRNA) ها مشخصه عمومی بسیاری از بدخیمی ها می باشد. تغییر بیان و یا عملکرد پروتئین های مسئول بیوژنز miRNA ها، از مکانیسم های پایه ای مولکولی در تغییر بیان miRNAها است. اکسپورتین 5 (XPO5) نقش رابط بین مرحله هسته ای و سیتوپلاسمی مسیر بیوژنز را برعهده داشته که تا کنون ارتباط آن با چندین سرطان گزارش شده است اما نقش این ژن به خوبی در سرطان پستان مورد پژوهش قرار نگرفته است، لذا این مطالعه با هدف بررسی سطح بیان این ژن در سرطان پستان در جمعیت ایرانی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی، بافت های توموری و بافت غیرتوموری پیرامونی از 30 بیمار مبتلا به سرطان پستان که تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، تهیه شد. پس از استخراج RNA و ساخت cDNA با تکنیک quantitative Real-Time PCR بیان ژن اکسپورتین 5 در سطح mRNA سنجیده شد.

یافته ها: بررسی سطح بیان ژن اکسپورتین 5 حاکی از افزایش بیان این ژن در 3/53 درصد بیماران مبتلا به سرطان پستان بود اما سطح بیان ژن اکسپورتین 5 در نمونه های توموری و غیر توموری پیرامونی از نظر آماری دارای تفاوت معنی داری نبود (834/0=P-value). همچنین سطح بیان این ژن با شاخص های پاتولوژیکی همبستگی و همراهی معنی داری را نشان نداد.

نتیجه گیری: افزایش بیان ژن اکسپورتین 5 در بیش از نیمی از بیماران، شاید بتواند نشانگر نقش احتمالی تومورزایی برای افزایش سطح بیان این ژن در سرطان پستان باشد که برای قطعیت نیاز به مطالعات بیشتر و وسیع تر در آینده است.

AWT IMAGE کلمات کلیدی: اکسپورتین5، microRNA، سرطان پستان

نویسنده مسئول: محمد شکاری

آدرس: ایران، بندرعباس، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

ایمیل: mshekariomics@gmail.com



Abstract (7083 Views) | Full-Text (PDF) (2296 Downloads)   |   Highlights

افزایش القای پاسخ Th1 و Th2 در اثر تلقیح DNA کد کننده آنتی ژن E7 ویروس پاپیلومای انسانی تیپ 16 در مدل موش توموری

علیرضا محبی1، ساناز باغبان رحیمی1، علیجان تبرایی1، محسن سعیدی2، میرسعید ابراهیم زاده1،
لیلا علیزاده3، امیر قائمی1*

  1. مرکز تحقیقات بیماری های عفونی، گروه میکروب شناسی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، گرگان، ایران.
  2. گروه ایمنی شناسی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، گرگان، ایران.
  3. مرکز تحقیقات علوم اعصاب شفا، بیمارستان خاتم انبیا، تهران اعصاب، تهران، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) به عنوان عامل اصلی سرطان دهانه رحم، دومین سرطان شایع در میان زنان سراسر دنیا شناخته شده است. از این میان HPV های پر خطر بیشترین دخالت را در ایجاد این سرطان دارند. سرطان زایی این ویروس ها به وسیله آنکوپروتئین هایی نظیر E7 می باشد. یکی از روش های نوین به منظور مقابله با این سرطان بکارگیری DNA واکسن های بیان کننده این آنتی ژن جهت تهیه واکسن های درمانی علیه این سرطان می باشد.

روش بررسی: در این مطالعه به منظور بررسی اثر تحریک کنندگی پاسخ ایمنی، پلاسمید بیان کننده آنتی ژنE7 HPV16 بصورت زیرپوستی به موش های C57BL/6 توموری تزریق شد. گروهی نیز به عنوان کنترل تنها وکتور pcDNA3.1+ را دریافت کردند. پس از مصون سازی، طحال موش ها جدا شد. سپس آزادسازی لاکتات دِهیدروژناز (LDH) به عنوان شاخص سمیت سلولی (CTL) القاء شده توسط ایمنی سلولی و سایتوکاین های اینترفرون گاما (شاخص Th1)، اینترلوکین 4 (شاخص Th2) درون طحال و سایتوکاین ضد التهابی اینترلوکین 10 در ربز محیط توموری سنجیده شدند.

یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت CTL در گروه دریافت کننده DNA واکسن بیان کننده HPV16 بطور معنی داری از فعالیت CTL در گروه کنترل pcDNA3.1+ بیشتر بود (05/0>P). همچنین بررسی سطوح اینترفرون گاما و اینترلوکین 4 در گروه دریافت کننده DNA واکسن HPV16، نسبت به سطوح این سایتوکاین ها در گروه کنترل بیشتر بود (05/0>P). همچنین بطور معنی داری (05/0>P) سطح اینترلوکین 10 در ریزمحیط تومور گروه دریافت کننده واکسن نسبت به گروه های کنترل کاهش یافته بود.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که DNA واکسن بیان کننده HPV16 قادر است باعث افزایش آزاد سازی LDH که منجر به فعالیت CTL سیستم ایمنی سلولی می باشد، گردد. همچنین افزایش سطوح سایتوکاین های اینترفرون گاما و اینترلوکین 4 و کاهش سطح اینترلوکین 10 بیانگر افزایش هر دو سطح Th1 و Th2 در اثر استفاده از DNA واکسن HPV16 در مدل موش توموری می باشد.

کلمات کلیدی: DNA واکسن E7، پاپیلوماویروس انسانی، سایتوکاین، ایمنی سلولی، سرطان دهانه رحم

AWT IMAGE  نویسنده مسئول: امیر قائمی

آدرس: ایران، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، مرکز تحقیقات بیماری های عفونی

ایمیل: Ghaem_amir@yahoo.com



Abstract (5753 Views) | Full-Text (PDF) (1360 Downloads)   |   Highlights

عوامل مؤثر بر انجام غربالگری سرطان دهانه رحم در زنان معتاد همدان در سال 1394: مبتنی بر مدل نظریه انگیـزش محافظـت 

رفعت بخت1، فاطمه شبیری2، قدرت الله روشنایی3، الهام فکوری4

  1. مربی، گروه بهداشت مادر و کودک، مرکز تحقیقات مراقبت های مادر و کودک دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران.
  2. گروه مامایی، مرکز تحقیقات مراقبت های مادر و کودک، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران.
  3. استادیار، گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران.
  4. دانشجوی کارشناس ارشد مشاوره در مامایی، کمیته تحقیقات دانشجویی، واحد بین الملل دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: زنان معتاد جزء گروه پرخطر برای شانس ابتلا به سرطان دهانه رحم می باشند. نظریه انگیزش محافظت یکی از تئوری ‌های آموزش بهداشت است که بر اثرات ترس از خطر بهداشتی (مثلاً بیماری) بر نگرش ‌ها و رفتارهای بهداشتی تأکید می‌نماید. لذا این پژوهش با هدف تعیین عوامل مرتبط با رفتار غربالگری سـرطان دهانه رحم با استفاده از نظریه انگیـزش محافظـت در زنان معتاد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد همدان در سال 1394 انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر به روش سرشماری در خرداد ماه 1394 با بررسی 56 خانم معتاد مراجعه کننده به مرکز مشاوره متادون درمانی حنانه انجام شد. ابزار گردآوری پرسشنامه پژوهشگر ساخته که شامل سه بخش مشخصات جمعیت شناختی، سنجش آگاهی و سنجش سازه های نظریه انگیزش محافظت بود. روایی با استفاده از روش روایی محتوا و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون مجدد اندازه گیری شد. اطلاعات با نرم افزار SPSS نسخه 16و آزمون های آماری T-test، کای دو و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: میانگین سنی نمونه ها 82/10±48/46 بود. میانگین مدت مصرف مواد شامل22/7±11/8 سال بود. 6/53 درصد نمونه ها تاکنون غربالگری دهانه رحم انجام نداده بودند. میان وضعیت تأهل، درآمد و آخرین روش بارداری با عملکرد (انجام روش غربالگری) ارتباط معنی داری دیده نشد. ارتباط معنی داری میان سطح تحصیلات (041/0=P)، سطح آگاهی (001/0>P)، سازه های انگیزش (001/0>P)، هزینه های درک شده (031/0=P)، پاداش درک شده (001/0=P)، خودکارآمدی (001/0>P) و کارآمدی پاسخ (001/0>P) با عملکرد دیده شد.

نتیجه گیری: توصیه می شود مداخلات آموزشی و مشاوره ای با به کارگیری تئوری انگیزش محافظت جهت افزایش غربالگری سرطان دهانه رحم در زنان معتاد انجام شود.

کلمات کلیدی: نظریه انگیـزش محافظـت (PMT)، سـرطان دهانه رحم، زنان معتاد، پاپ اسمیر

AWT IMAGE نویسنده مسئول: الهام فکوری

آدرس: ایران، همدان، دانشگاه علوم پزشکی همدان، کمیته تحقیقات دانشجویی واحد بین الملل

ایمیل: elhamf92@gmail.com



Abstract (7953 Views) | Full-Text (PDF) (1413 Downloads)   |   Highlights

تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی توانمندسازی خانواده محور در اصلاح رفتار های پرخطر
 در بیماران مبتلا به تب مالت

توحید بابازاده1، مرتضی بنای جدی2، داوود شجاعی زاده3*، فاطمه مرادی4، کتایون میرزائیان4، الهام قیسوندی5

  1.    دانشجوی دکترای تخصصی آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران.
  2. کارشناس ارشد اپیدمیولوژی، واحد مبارزه با بیماری ها، شبکه بهداشت و درمان چالدران، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه، ایران.
  3. استاد گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.
  4. کارشناس ارشد مدیریت شهری اداره کل سلامت شهرداری تهران، تهران، ایران.
  5. دانشجوی دکترای تخصصی آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: الگوی توانمندسازی خانواده محور یکی از الگوهای مطرح در زمینه توانمندسازی بیماران در جهت اصلاح رفتارهای پرخطر است. با توجه به گسترده بودن عوارض بهداشتی و اقتصادی ناشی از شیوع بیماری تب مالت در جامعه، بر آن شدیم تأثیر این الگو را در اصلاح رفتارهای پرخطر بیماران مبتلا به تب مالت مورد ارزیابی قرار دهیم.

روش بررسی: در این مطالعه مداخله ای نیمه تجربی که در سال 1392 بر روی 76 نفر از بیماران مبتلا به تب مالت به صورت تصادفی سازی طبقه ای در شهرستان چالدران اجرا شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ‌ساخته در پنج سازه دانش، نگرش، خودکارآمدی، عزت نفس و رفتار، طی دو مرحله (ابتدای مطالعه- 2 ماه بعد از مداخله) گردآوری گردید. جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های تی زوجی و مستقل در سطح معنی داری 05/0، استفاده شد.

یافته ها: میانگین سن بیماران 7/14± 9/37 بود. در گروه مداخله، میانگین نمرات دانش (001/0P<)، نگرش (001/0P<)، خودکارآمدی (001/0P<)، عزت نفس (001/0P<) و رفتار (001/0P<) به طور معنی داری افزایش یافته است اما تغییرات ایجاد شده در نمرات دانش (293/0=P)، نگرش (106/0=P)، خودکارآمدی (225/0=P)، عزت نفس (105/0=P) و رفتار (303/0=P) در گروه کنترل معنی دار نبود. میانگین نمرات تمام سازه ها در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل پس از مداخله به طور معنی داری افزایش یافته بود (05/0>p).

نتیجه گیری: برنامه های مداخلاتی منظم و استفاده از تئوری های آموزشی به عنوان یک روش اثربخش در اصلاح رفتارهای پرخطر در بیماران مبتلا به تب مالت می باشد، لذا چنین برنامه هایی باید در سطح وسیعی اجرا گردد.

AWT IMAGE کلمات کلیدی: مداخله آموزشی، الگوی توانمندسازی خانواده محور، بیماری تب مالت، شهرستان چالدران

نویسنده مسئول: داوود شجاعی زاده

آدرس: ایران، تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران

ایمیل: shojaei5@yahoo.com



Abstract (6573 Views) | Full-Text (PDF) (1999 Downloads)   |   Highlights

طراحی، ساخت و ارزیابی دستگاه تسهیل کننده ماساژ قلبی در احیای قلبی ریوی بزرگسالان

اکرم گازرانی1، سارا شیردل زاده2، سیما جوهری نیا3، محمد علی دشتی4، محمد‌امین یونسی هروی5*

  1. کارشناس ارشد پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، بجنورد، ایران.
  2. کارشناس ارشد پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی نیشابور، نیشابور، ایران.
  3.  کارشناسی ارشد مهندسی برق-کنترل، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد، بجنورد، ایران.
  4. کارشناس علوم تجربی، اداره آموزش و پرورش بجنورد، بجنورد، ایران.
  5. کارشناس ارشد مهندسی پزشکی، گروه علوم پایه پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، بجنورد، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: انجام ماساژ مؤثر و صحیح سبب برقراری گردش خون به مغز و قلب شده و نقش بسزایی در احیای قلبی ریوی موفق دارد. خستگی تیم درمان هنگام عملیات احیا یکی از عواملی است که منجر به کاهش کیفیت ماساژها و عدم موفقیت احیا در برخی موارد می گردد. هدف از این مطالعه طراحی، ساخت و ارزیابی دستگاه تسهیل کننده ماساژ قلبی در احیای قلبی ریوی بزرگسالان بوده است.

روش بررسی: در این مطالعه دستگاه تسهیل کننده ماساژ قلبی به صورت دستکشی طراحی، ساخته و ثبت شد (شماره ثبت اختراع: 80797) که در زمان CPR امدادگر آن را پوشیده و ماساژ قلبی می دهد. در سطح زیر دستکش یک حس گر (سنسور) نیرو قرار دارد که قابلیت نمایش تعداد ماساژ و عمق ماساژ را بر حسب سانتی متر به دستگاه می دهد. برای ارزیابی کارایی دستگاه، مطالعه تجربی در میان 30 دانشجوی کارشناسی فوریت انجام شد. متغیر های مورد بررسی شامل تعداد ماساژ، عمق ماساژ و خستگی بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و آزمون های همبستگی پیرسون و تی مستقل انجام و میزان سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.

یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان 02/2±41/23 سال، میانگین قد 43/4±175 سانتی متر و میانگین وزن
 02/5± 45/65 کیلوگرم بود. روایی ابزار با استفاده از روش روایی معیار از نوع روایی همزمان استفاده شد، نتایج این مطالعه نشان می دهد که ضریب همبستگی بین سیستم طراحی شده و مولاژ استاندار قلبی ریوی بیشتر از 9/0 و بر این اساس روایی ابزار تسهیل کننده ماساژ قلبی تأیید گردید. در بررسی معیارهای سنجش ماساژ مؤثر در زمان استفاده از تسهیل کننده ماساژ قلبی، نتایج نشان داد در 98 درصد افراد ماساژ قلبی دارای عمق مناسب (حداقل 5 سانتی متر)، در 93 درصد اعمال حداقل 100 ماساژ در دقیقه وجود داشت.

نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که ابزار طراحی شده می تواند به عنوان یک ابزار کمکی جهت ارتقا کیفیت ماساژهای قلبی حین عملیات احیای قلبی ریوی در بالین مورد استفاده قرار گیرد.

کلمات کلیدی: تسهیل کننده، ماساژ قلبی، احیا قلبی ریوی

AWT IMAGE نویسنده مسئول: محمد‌امین یونسی هروی

آدرس: ایران، بجنورد، دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، گروه علوم پایه پزشکی

a.younessi7@gmail.com



Abstract (6915 Views) | Full-Text (PDF) (1208 Downloads)   |   Highlights

شیوع کم خونی فقر آهن در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی  درمانی بندرترکمن در سال 1392

مرضیه لطیفی1، ماهم کامران تراج2، عبدالرحمان چرکزی*3، سکینه گرایلو4

1. دانشجوی دکترای تخصصی آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه بهداشت عمومی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران.

2. کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، گرگان، ایران

3.  استادیار، مرکز تحقیقات بهداشت محیط، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، گرگان، ایران

4. دانشجوی دکترای آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران

چکیده

زمینه و هدف: کم خونی فقر آهن معمول ترین مشکل خونی دوران بارداری محسوب می شود این مطالعه به منظور تعیین میزان کم خونی فقر آهن در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشت بندر ترکمن انجام شد.

روش بررسی: در این پژوهش توصیفی تحلیلی 544 زن باردار به روش سرشماری از مراکز بهداشتی درمانی شهری بندر ترکمن شرکت داشتند. اطلاعات با کمک چک لیست جمع آوری شد و بررسی روابط بین متغیرها با آزمون های توصیفی و تحلیلی با کمک آزمون های  همبستگی اسپیرمن، رگرسیون خطی و کروسکال والیس، ویلکاکسون در نرم افزار SPSS نسخه 15 صورت گرفت.

یافته ها: 4/13درصد زنان در هفته 10-6 حاملگی کم خونی فقر آهن را نشان دادند. نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین سن و هموگلوبین مرحله دوم ارتباط مستقیم معنی دار وجود داشت. نتایج آزمون ویلکاکسون بین هموگلوبین مرحله اول و مرحله دوم ارتباط معنی داری نشان داد. رگرسیون خطی، ارتباط بین سن و کم خونی فقر آهن را معنی دار نشان داد. طبق آزمون کروسکال والیس بین هماتوکریت در تریمسترها تفاوت معنی داری وجود داشت.

نتیجه گیری: با توجه به شیوع نسبتاً بالای کم خونی مخصوصاً در دوره دوم و سوم بارداری در زنان مورد مطالعه، آموزش به مادران باردار جهت اصلاح سبک زندگی و جبران کمبودهای تغذیه ای ضروری است.

AWT IMAGE کلمات کلیدی: زنان باردار، کم خونی فقر آهن، مراقبت دوران بارداری

نویسنده مسئول: عبدالرحمان چرکزی

آدرس: ایران، گرگان، دانشگاه علوم پزشکی گلستان

ایمیل: Charkazi@goums.ac.ir




Export as: HTML | XML | RSS

© 2021 CC BY-NC 4.0 | Jorjani Biomedicine Journal

Designed & Developed by : Yektaweb